تجربه؛ سرمایه یا ریسک پنهان؟
تجربهی افراد کلیدی در نگهداری و تعمیرات،
یا به *دانش سازمانی* تبدیل میشود
یا به یک *ریسک خاموش*.
تا وقتی تجربهها:
– فقط در ذهن افراد باقی میمانند
– به منطق تصمیمگیری تبدیل نمیشوند
– و به زبان مشترک سازمان ثبت نمیشوند
با خروج یک نفر،
بخشی از توان تعمیر، عیبیابی و تصمیمگیری هم از سازمان خارج میشود.
در این نقطه است که حتی موضوعی بهظاهر ساده مثل *شناخت و تعریف قطعات یدکی*
از «دانستن افراد»
به یک *دارایی سازمانی* تبدیل میشود.
📍 کاتالوگینگ دقیق قطعات یدکی،
یکی از ملموسترین شکلهای تبدیل تجربه به دانش است؛
نه صرفاً یک کار انبارداری.

بدون دیدگاه